احمد غزالى
14
مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )
لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما » ( 7 / 20 ) . اما تحفهء در آن ظهور موعود است كه « وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ » ( 7 / 22 ) گفتيم و گريختيم . فرق است ميان حسد و غيرت . اما حقيقت آن است كه حسد روى در منعم عليه دارد و غيرت روى 5 در معشوق و عشق و حالت دارد . سيمرغ مبارك باد كه او جز بر جزيرهء كبريا و تعزّز ننشيند و باستقبال كم آيد . چون آمد و بوس بر پاى نهاد اشارتى بروايتى بود و بند بر نهاد ان شاء اللّه تا راه رجوع بسته شد . و تنبيه و تعليل زياده فى التبصره ، 6 و هى مغتمة . حديث ديدن من و سؤال سخت نيكوست و تصديق تقصير همه نيكو و درست است . و عجبتر آنكه ازين معنى چيزى رفته است درين قرب و روى نبشتن نيست و رخصت اثبات . بلى ، چون رسيم ياد دارد تا با يادم دهد بنشان به است در يا حى يا قيوم . آنگاه خود در مشافهت برود ان شاء اللّه تعالى . حديث خاطر به اشعرى بود و برگذشت . و مبادا كه در آن بازماند . اما اين دليل مىكند كه آن مرد را نيز بيرون از مقولات مقبولات حالى بوده است و آنگاه خاطر قريب بود كه خاطر تصرف
--> ( 51 ) - جز بر . . . ننشيند PI : از جزير ، كبريا و تعززكم بر نشيند M - - ( 52 ) - بروايتى MI : پردانى P - - ( 55 ) - من و M : من IP - - تصديق تقصير PI : تصديق و تقصير M - - ( 57 ) - نبشتن M : نوشتن PI - - بلى M : - PI - - رسيم IP : رسم M - - ( 58 ) - در يا حى : در يا حى و M يا قادر يا حى P يا در يا حى I - - ( 59 ) - تعالى M : - PI - - ( 60 ) - با شعرى IM : بار شعرى P - - ( 61 ) - مقولات M : معقولات IP - - ( 62 ) - حالى M : خالى IP - - است IP : - M - -